عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
73
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
شرّا « 25 » » مىگويند ، و در آن باره اشعار دروغ نقل مىكنند ، و مىگويند ، عمرو بن يربوع « 26 » با غولى ازدواج كرد ، و فرزندى برايش آورد ، و سخنان ديگرى كه در اين مسير ( كذب ) جريان يافته است . و بتحقيق برخى از دانشمندان ، امكان كشته شدن اين صنف از موجودات را جز به سبب داشتن حرفه جادوگرى و تردستى ، انكار نمىكنند . و برخى از متكلّمان ( دانشمندان علم كلام ) بذلهگو براى مشاركت آنها ( غولان ) در امر تناسل به خران اخدرى « 27 » ، استدلال كردهاند ؛ زيرا « اخدر » اسبى متعلّق به اردشير « 28 » بود . آن اسب ،
--> ( 25 ) - او ثابت بن عمسل است و گفته مىشود او ثابت بن جابر است ، وى شاعرى شجاع بوده است ( الشّعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 229 ) ( 26 ) - در الحيوان ، ج 1 ، ص 161 نقل شده است : « و مىگويند : عمرو بن يربوع با ديوى ازدواج كرد ، شاعر رجزسرا گفته است : يا قاتل اللّه بنى السّعلاة * عمرو بن يربوع شرار النّات [ النّات مقلوب از « النّاس » و آن از جمله موارد ضرورت شعرى قبيح است ( الحيوان ، ج 6 ، پاورقى ص 161 ) . - م . ] و در ص 196 همان كتاب آمده است : « برخى از اعراب مدّعيند كه ديوان بر ايشان ظاهر مىشوند و با ايشان سخن مىگويند و ازدواج مىكنند . . . » و ابو زيد درباره ايشان ( بنى السّعلاة ) گفته است : مردى از آن طايفه با ديوى ازدواج كرد و روزگارى را با او به سر برد ، و از او فرزندى آورد ؛ تا اين كه شبى برخى را در سرزمين ديوان مشاهده نمود پس بسوى آنها پرواز كرد . آن مرد گفت : رأى برقا فاوضع فوق بكر * فلا بك ما أسال و ما أغاما و به عقيده عرب ، بنو السّعلاة ، از نسل بنى عمرو بن يربوع ، و بلقيس ملكه سرزمين سبأ ، از اين زاد و ولد مشترك ، و از اين مخلوق مركّبند . ( 27 ) - در الحيوان ، ج 1 ، ص 139 نقل شده : « و گفته مىشود كه خران وحشى و به ويژه خران اخدرى » عمرشان طولانىترين عمر خران وحشى است ، و آن خران اخدرى از نسل « اخدر » اسب « اردشير بن بابك » اند ، و آن اسب وحشى شد ، و دستههايى از خران وحشى را تحت حمايت خود قرار داد ، و در ميان آنها جفت گيرى كرد ، پس فرزندانش از آن خران ، درشتتر و نيكوتر از ديگر خران وحشىاند . » ( 28 ) - او اردشير پسر بابك پادشاه ايران است .